• ما از روز شنبه الی چهار شنبه ساعت 9 صبح الی 14 عصر پاسخگوی تماس تلفنی خواهیم بود. خارج از آن از طریق ارسال تیکت با ما در تماس باشید
  • 01154210629

هفت راز برگرفته از 100 کتاب موفقیت.

 

آیزاک آسیموف می گوید: "غمگین ترین بخش جامعه امروزی این است که علم، با سرعت بیشتری دانش تولید میکند و انسان با سرعت کمتری نسبت به علم، به خرد دست پیدا میکند."

تمام دانش در کتابهای متعددی وجود دارد و ما در دنیای پر سرعت امروزی این فرصت را نداریم که تمام این کتابها را بخوانیم و آنها را تبدیل به خرد کنیم. شاید در سالهای دور به واسطه ی وجود زیاد وقت برای افراد این امکان وجود داشت اما این وقت هر روز بیشتر به طلا مانند می شود. در این زمان گزیده خوانی بهترین کار است. ضرب المثلی در خصوص حرف زدن وجود دارد که به نظر ما این روزها در مورد خواندن هم کاربرد پیدا کرده است: "کم خوان و گزیده خوان، چون دُر"

چقدر خوب است که امروز شبکه های اجتماعی این فرصت را مهیا کرده اند که تجربیات و خوانده های خوبمان را با هم به اشتراک بگذاریم فقط مواظب باشید که گزیده خوانی هم وجود داشته باشد و گرنه باید وقت زیادی را صرف خواندن محتوی بی مصرف نمود.

خب بریم سراغ 7 درس موفقیت:


درس شماره یک: «اگر بتوانید ذهن تان را کنترل کنید، زندگی تان را کنترل کردید»
ذهن، یعنی همه چیز. در واقع، کنترل ذهن و افکار زیربنای تمام کتاب های موفقیت دنیاست و درست در همینجاست که اکثر مردم متوجه این درس مهم نمی شوند و پیوسته به دنبال تکنیک ها و روش ها میگردند. ذهن شما میتواند جهنمی را در بهشت یا بهشتی را در جهنم برای شما بسازد.
اگر بتوانید ذهن تان را کنترل کنید، یعنی افکارتان را کنترل کردید و هر فکری ارتعاشی به سمت شما و این دنیا ارسال میکند که این ارتعاش نابود نمیشود بلکه با برخورد به مقصد مورد نظر به سمت شما برمیگردد. پس، نه تنها افکار شما فانی نیستند، بلکه آنها تاثیر مستقیمی بر روی شما و زندگی تان دارند.
یادبگیرید چطور افکارتان را کنترل کنید. چطور آنها را انتخاب کنید و چرا افکار صحیح میتوانند زندگی شما را متحول کنند. برای یافتن اطلاعات بیشتر در این مورد کلید واژه ی  "تکنیکهای کنترل ذهن" را توسط موتورهای جستجوگر دنبال کنید.

درس شماره دو: «افکارتان را متمرکز کنید تا اعمال تان را کنترل کنید»
هرفکری در سر شما، ارتعاشی ایجاد میکند و این ارتعاش احساسی را در شما برانگیخته میکند. وقتی احساس خوب دارید، این نتیجه افکاری مثبت در ذهن تان است. بیایید یک تمرین ساده را باهمدیگر برای اثبات این موضوع انجام دهیم؛ در ذهن تان، تصاویر خوب، مفرح، شاد و زیبا را به مدت دو دقیقه تصور کنید. خودتان را ببینید که در یک ساحل آرام و زیبا نشستید با خانواده یا دوستان خودتان خوش و بش میکنید. غذای خوب میخورید و از زندگی لذت میبرید. احساس خوبی به شما دست داد؟ خب همین انتظار را هم داشتیم.

همین کار را اگر با تصویرهای بد، زشت، خشن و بیرحمانه انجام دهید، نتیجه عکس خواهید گرفت که توصیه می کنیم حتی آزمایش هم نکنید. پس میتوانید به این نتیجه گیری برسید که افکار شما تولید احساس میکنند و احساسات شما میتوانند اعمال تان را کنترل کنند. اگر میخواهید اعمال مثبت و نتیجه بخش داشته باشید، باید افکار مثبت داشته باشید. بدون افکار صحیح، رفتار صحیح ممکن نیست. افکار، ریشه اعمال هستند. حدیثی منسوب به پیامبر هم در این خصوص وجود دارد: "إنما الأعمال بالنیّات..." که میشود آن را اینگونه تفسیر کرد:"اعمال را نیتها می سازند".

 درس شماره سه: «کنترل ذهن، نیازمند تمرین روزانه است»
فکر نکنید اگر دو درس فوق را خواندید، همه چیز تمام شد و شما فرد موفقی خواهید بود. تمرین یکی دیگر از درس های مهمی است که باید آن را یاد بگیریم. هر کار دیگری، بدون تمرین میسر نیست؛ مخصوصا کنترل افکار. ما نیاز به تمرین روزانه برای کنترل افکارمان داریم که چطور افکار صحیحی را انتخاب کنیم و البته کنترل افکار به معنی جلوگیری از ورود افکار منفی نیست.

شما نمیتوانید در هر لحظه متوجه باشید که چه فکری در سر دارید و با آن بجنگید. این کار غیرممکن است. شما باید یاد بگیرید افکارتان را انتخاب کنید. انتخاب افکار، قابلیتی است که فقط انسان دارد و به خاطر همین هرآنچه را که بخواهد می تواند بدست آورد. شما با انتخاب افکار صحیح، احساسات صحیح را ایجاد می کنید تا بتوانید دست به اعمال نتیجه بخش بزنید.

برای تمرین، روزانه سه مرتبه و هربار 15 دقیقه در یک جای آرام و ساکت بنشینید و خودتان را در زندگی رویایی تان ببینید. این تمرین ساده را به مدت 60 روز انجام دهید تا متوجه قدرت بیکران ذهنی تان با کنترل افکارتان شوید.

درس شماره چهار: «اهداف را فراموش کنید؛ شما به عادات موفق نیاز دارید»
انسان ها عادت هایشان را می سازند و عادت ها سرنوشت انسان ها را. لطفا مقاله «اهداف تان را فراموش کنید، یک سیستم بسازید» را بخوانید تا متوجه شوید داشتن هدف به خودی خود کارساز نیست و شما باید یک سیستم برای رسیدن به آن هدف ایجاد کنید. سیستم یعنی یک نظم کل نگر در رابطه با اهداف تان.
اگر میخواهید زبان انگلیسی را خوب بلد باشید، نه تنها هدف، بلکه یک سیستم از آموزشگاه، دوستانی که هدف مشترک دارند، زمانی در طول هفته که انگلیسی مطالعه کنید و تمامی اجزای سیستمی که شما را به هدف میرساند را فراهم کنید.

بدون داشتن عادات موفق، اهداف موفق میسر نمیشوند.
پس ابتدا تصمیم بگیرید در زندگی چه می خواهید؟ (هدف) سپس مشخص کنید برای رسیدن به این هدف چه عاداتی به شما کمک خواهند کرد؟ (سیستم) و بعد آن کارهای مورد نظر را آنقدر انجام دهید تا تبدیل به عادت شوند. در این صورت بدون فکر کردن به موفقیت، موفق خواهید شد.

 درس شماره پنج: «نتایج آنی بدست نمی آیند؛ صبر داشته باشید»
ممکن است سخت کار کنید که به اهداف تان برسید و هرچقدر پیشروی می کنید، هیچ نتیجه ای بدست نیاورید. اگر کاری را که به آن علاقه دارید مشغول انجامش هستید، باید صبر داشته باشید. دنیا به صورت آنی به شما پاداش یا مجازات نمی دهد.

هر عملی، عکس العملی دارد اما این عکس العمل سرعت های کم و زیادی دارند.
عکس العمل دوست تان وقتی برایش یک کادو برای تولدش میخرید، آنی است. اما وقتی به یک نیازمند کمک میکنید یا پولی را به موسسه خیریه ای می بخشید، تاثیر آن در زندگی شما آنی نیست، چون شما نمیدانید دقیقا تاثیر آن از کدام بخش زندگی تان وارد میشود. این بخش ناپیدای قوانین زندگی است.
شما نمیدانید نتیجه کارهایتان از کجا و چطور وارد زندگی تان میشود، اما همه کتاب های موفقیت را که بخوانید، متوجه می شوید این نتایج وارد زندگی تان می شوند اما معلوم نیست چطور و از کجا.

اگر فروشنده باشید، ممکن است یک ماه سخت تلاش کنید تا فروش تان را افزایش دهید اما هیچ نتیجه ای حاصل نشود. در حالی که شما درس شماره پنج را یادگرفتید، صبر میکنید و با شکیبایی ماه بعد را هم اداره میکنید.

شش ماه میگذرد و به صورت ناخودآگاه متوجه میشوید میانگین فروش شما افزایش پیدا کرده. آیا این تاثیر کارهایی بود که شش ماه پیش انجام دادید؟ قطعا بله. آیا شما میدانستید قرار است شش ماه بعد نتیجه بگیرید؟ قطعا نه… اما مطمئن بودید که نتیجه حاصل میشود. پس صبر و تحمل داشته باشید و دست از تلاش برندارید.

 درس شماره شش: «مقصر هیچکس نیست جز شما»
یکی از تلخ ترین درس های زندگی که به آن دیر یا زود خواهید رسید این است که زندگی نتیجه اعمال و رفتارهای شماست. نه بیشتر و نه کمتر. شما چیزی بیشتر از تلاش هایتان در زندگی بدست نخواهید آورد. شاید الان بخواهید اعتراض کنید که «وقتی زندگی بی دلیل با ما سر دعوا دارد پس چی؟ باز ما مقصریم؟» در چنین مواقعی ممکن است شما کنترلی بر اتفاق افتاده در زندگی تان نداشته باشید، اما کنترل کامل بر عکس العمل تان نسبت به آن اتفاق دارید.

پس امور زندگی تان به دست بگیرید و حرف زیبای بیل گیتس را فراموش نکنید. "اگر ثروتمند به دنیا نیامدید، این تقصیر شما نیست. اما اگر فقیر از دنیا رفتید، این تقصیر شماست."

 

درس شماره هفت:«کمک کنید»
هیچکس تا به امروز هیچ قانون و فرمولی برای بازخورد کمک کردن در این دنیا بدست نیاورده، اما تمام دانشمندان، فیلسوفان، بزرگان دین و پیامبران به این موضوع اشاره کرده اند که کمک کردن بازخورد مثبت و فراوانی برای انسان به همراه دارد.

شما وقتی کمک میکنید، یک انرژی مثبت را دو برابر میکنید. چطور؟ یک فرد نیازمند را در خیابان می بینید و یک پرس غذا برای او می خرید. عمل شما، یعنی خرید، حاصل افکارِ فراوانی شما از پول بوده که نتیجه آن خرید غذا برای آن فرد نیازمند بوده. یعنی شما فکر نکردید با پرداخت پول برای خرید غذا، پول تان کم میشود.

پس این فکر، در ذهن شما تقویت می شود و ارتعاشی که دارد را تقویت میکند. برای همین دلیل است که ثروتمندترین افراد دنیا، خیرترین آنها هستند. یک نمونه دارایی وارن بافت، دومین فرد ثروتمند دنیا بود که تماما بخشیده شد به نیازمندان و یا موسس فیسبوک، مارک زاکربرگ که پنجمین فرد ثروتمند دنیا بود و قسمت عمده ای از دارائی اش را به بنیاد خیریه بخشید.


این مطلب زیبا با کمی ویرایش از وبسایت خوب مجموعه کارآفرینان جوان به حضور شما خوبان تقدیم شده است.


دیدگاه ها

سلام

مطلب جالبی بود واقعا تو این زمونه قیمت زمان از طلا هم بالاتر رفته و وقتی واسه مطالعه نمونده  


دیدگاه جدید

Captcha